تا لب چشمه خورشید



سخن گفتن مورچگان

هنگامی که مورچه سخن می‌گوید، حرفی برای گفتن نداریم جز سپاس خداوند

 

آنگاه که به وادی مورچگان رسیدند, مورچه‌ای گفت: ای مورچگان به خانه‌هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهش بدون توجه شما را پایمال کنند

در این مقاله به صدای مورچه‌ای گوش می دهیم که یکی از دانشمندان بعد از یک عملکرد طولانی ضبط کرده است و نتیجه تحقیق این بود که مورچه واقعاً سخن می گوید و صدای آن به صورت ارتعاشات صوتی به نظر می آید که برای ضبط این ارتعاشات نیاز به دستگاههای بسیار دقیق داریم.

دکتر Robert Hickling سالهای زیادی حشرات را تحت نظر گرفت و صدای که از آنها صادر می شود را ضبط کرد. و این امر هنگامی آشکار شد که صدای مورچه را ضبط کرد و نتیجه این بود که رد مورچه را در زمینهای کشاورزی از طریق صدایش می‌توان پیدا کرد و چیزی که باعث حیرت این دانشمند شد این بود که نوع صداهایی که یک مورچه نسبت مورچه ای دیگر وقتی نسبت به مکان و موقعیت مورچه‌ها فرق می‌کرد.

در این جهان 12 هزار گونه مورچه وجود دارد و تعداد مورچه ها نسبت به تعداد انسانها چند برابر می باشد. به همین دلیل دانشمندان در حیرتند در برابر این همه تنوع در صدا و گونه های موجود در مورچه ها چگونه به یک نتیجه هدفمند برسند.

او توانست که صدای چند نوع مورچه را ضبط کند و این پژوهشها در سال 2006 در مجله Journal Of Sound and Vibration  به چاپ رسید و این اولین بار بود که انسان صدای واقعی مورچه را می‌شنید.

این دانشمند پژوهشها و تحقیقات زیادی را در این زمینه منتشر کرد و مهمترین آنها در مورد نحوة ارتباط مورچه‌ها با یکدیگر است که در مجله The Journal of the Acoustical Society of America با عنوان Analysis of Acoustic communication by ants به چاپ رسید و نتیجه این پژوهشها این بود که مورچه از لحاظ شنوایی بر ما انسانها برتری دارد.

دانشمندان می‌گویند که مورچه از طریق شاخکهای حسی خود می‌تواند پیامهای صوتی را دریافت کند. مورچه صدای دریافتی را به صورتی خالص دریافت می‌کند زیرا که این شاخکها مانند دستگاههای پیشرفته صوتی, صدا را رتوش کرده و بدون هیچ صدای اضافی تحویل می‌گیرد و این امکان پیشرفته‌ای در زمینه ارتباطات می‌باشد که دانشمندان از آن غافل بودند و تازه در سالهای اخیر به حقیقت آن پی ببرند.

ولی قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده و ما را در جریان این امر قرار داده که مورچه سخن می‌گوید:

خداوند می‌فرماید:

«آنگاه که به وادی مورچگان رسیدند, مورچه‌ای گفت: ای مورچگان به خانه‌هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهش بدون توجه شما را پایمال کنند.»

(سوره نمل, آیه 18)

در این آیه, به وجود زبانی که مورچگان با هم سخن می‌گویند, صریحاً اشاره شده است و خداوند بزرگ این نیرو را به حضرت سلیمان داده تا بتواند این زبان را بفهمد و درک کند.

امروزه دانشمندان در سعی و تلاشند صداهایی که مورچه از خود صادر می کند را بفهمند ولی آنها بعد از سالها پژوهش طولانی مدت توانستند فقط چهارنوع از این صداها را تشخیص بدهند.

مورچه در هنگام احساس, صدایی که مخصوص به احساس خطر کردن را نشان می‌دهد از خود صادر می کند در همین حین مورچه‌ها این نوع صدا را به همه دوستانشان می‌فرستند و آنها این صدا را می‌شنوند و در مقابل آن عکس‌العمل نشان می‌دهند.

حالا به صدای مورچه ای که احساس خطر کرده و بقیه مورچه را برحذر می‌کند گوش دهید.

برای شنیدن, اینجا کلیک کنید. http://home.olemiss.edu/~hickling/alarm.mp3

 

دانشمندان تأکید دارند که مورچه‌ها به انسانها شباهت دارند. به این ترتیب که مورچه کارهایش را به طور منظم انجام می‌دهد. هنگام کار کردن با همدیگر صحبت می‌کنند. بعضی از مورچه کار جمع آوری غذا را انجام می دهند و بعضی دیگر مسیر رفت و آمد را تنظیم می‌کنند.

همه این کارها را با اصوات خاصی که نوع امر کردن, یاد دادن و ... می‌باشد صادر می‌کند و دیگر مورچه‌ها نسبت به این صداها عکس‌العمل نشان می‌دهند.

 

http://home.olemiss.edu/~hickling/allswell.mp3

 

هنگامی که مورجه‌ای از طرف دشمن مورد حمله قرار می‌گیرد, صدای وحشتناک از خود صادر می‌کند. این صدا کاملاً ناشناس بوده و به صدای جنگ میان انسانها شباهت دارد. این صدا را برای ترساندن دشمن از خود درمی‌آورد.

به صدای مورچه‌‌ای که به جنگ دشمن رفته, گوش دهید. اینجا کلیک کنید. http://home.olemiss.edu/~hickling/attack.mp3

 برگرفته از:   R. Hickling and R. L. Brown, "Analysis of Acoustic communication by ants"

Journ. Acoust. Soc. Amer., Vol. 108, No. 4, pp 1920-1929, 2000.

 Phil Devries به این نتیجه رسید که حشرات, ارتعاشات صوتی ضعیفی را از خود صادر می‌کنند که فقط مورچه می‌تواند آن را تشخیص بدهد. به این منوال که مورچه حشراتی که ماده ای شیرین از خود ترشح می‌کنند را دوست دارد. حشرات در هنگام این کار ارتعاشات صوتی خاصی را از پراکنده می‌کنند که مورچه آن را دریافت کرده و به سوی روزی خود روان می‌شود.

در پایان ارتعاشات صوتی تنها وسیله برای ارتباط حشرات با یکدیگر است و به این منظور است که خداوند فرموده:

«و هیچ موجودی نیست مگر اینکه به ستایش او تسبیح می گوید. ولی شما تسبیحشان را نمی فهمید، به راستی که او بردبار و آمرزنده است.»

(سوره اسراء, آیه 44)

 Robert Hickling می گوید که مورچه تحت تأثیر صداهای انسانی قرار نمی‌گیرد ولی اگر ارتعاشات صوتی مناسب را به سمت مورچه ارسال کنیم, نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌دهد و این به معنی وجود زبان خاص در میان مورچگان است که فقط خودشان آن را درک می‌کنند دقیقاً مثل انسان. در اینجاست که به گفته خداوند می‌رسیم که می‌فرماید:

«و هیچ جنبده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خویش پرواز می کند نیست مگر اینکه آنها گروههایی مانند شما هستند. ما در این کتاب از توضیح چیزی فروگذار نکرده ایم. آنگاه همه به سوی پروردگارشان محشور می گردند..»

(سوره انعام, آیه 38)

 

حالا به این نتیجه می‌رسیم که قرآن و علم با هم هماهنگی و تطابق دارد و می‌تواند دلیل خوبی برای کسانی که به این موضوع شک داشتند, باشد.

http://home.olemiss.edu/~hickling/distress.mp3

ارتباط شیمیایی در میان مورچه‌ها

دنیای مورچه معروف است به زبانی که توسط آن با هم ارتباط برقرار می‌کنند و آن از طریق ارتباط شیمیایی که مورچه از خود بروز می‌دهد, در نهایت این ارتباط نشان‌دهنده برتری مورچه بر انسان در این زمینه می‌باشد.

در یکی از پژوهشهای محققان در دنیای مورچه‌ها یک موضوع توجه مرا به خود جلب کرد و آن اینکه مورچه می‌تواند از طریق رایحه با دیگر مورچه‌ها ارتباط برقرار کند.

و ما هنوز به یک نتیجه قطعی در این زمینه نرسیده ایم که آیا مورچه از طریق رایحه یا یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند یا از طریق ارتعاشات صوتی, که آن هم از یک یا دو تحقیق یا پژوهش کافی نیست.

و می‌دانیم که هر تحقیقی باید از یک جایی شروع پیدا کند و به جایی ختم شود. دانشمندی که صدای مورچه را ضبط کرده بود 20 سال برروی این پژوهش کار کرده و هنوز به یک نتیجه واضحی نرسیده است.

تمامی سعی من در این مقاله این است که هر آنچه که با قرآن هماهنگ و مطابق باشد حق است و هر آنچه که با قرآن تضاد دارد باطل است.

بسیاری از نظریه‌های علمی همچنان یک نظریه باقیمانده مانده است ولی با آنچه که در قرآن آمده است تطابق دارد و به همین علت باید به یاد آوریم که این آیه کریم حاوی همان معنا می‌باشد و همانا قرآن و سنت, پایه و بنیان اصلی علم است که به آن تکیه می‌کنیم به همین منظور باید در مورد این آیه که خداوند فرموده "مورچه‌گفت" و  آیا مورچه واقعا سخن گفت آن چنان که در تفسیرات آمده است؟ فقط خدا می‌داند.

در پایان, عزیزان من بعد از دقت و تأمل در این حقایق چیزی نداریم جز اینکه خدا را سپاس گوییم.

----------

عبد الدائم الکحیل

www.kaheel7.com/fa

 

1.      Hickling R, Brown RL. Analysis of acoustic communication by ants, The Journal of the Acoustical Society of America, Oct. 2000. http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/11051518

2.      http://scitation.aip.org/getpdf/servlet/GetPDFServlet?filetype=pdf&id=JASMAN000108000004001920000001&idtype=cvips&prog=normal

3.      http://home.olemiss.edu/~hickling/

4.      Hickling, R. 1999. Ants have an acoustic world of their own. Meeting of the Entomological Society of America. Dec. 12-16. Atlanta.

5.      Roces, F., and B. Hِlldobler. 1996. Use of stridulation in foraging leaf-cutting ants: Mechanical support during cutting or short-range recruitment signal? Behavioral Ecology and Sociobiology 39:293.

6.      Vibrational communication between hitchhikers and foragers in leaf-cutting ants (Atta cephalotes). Behavioral Ecology and Sociobiology 1995.

7.      Cocroft, R. 1999. Thornbug to thornbug: The inside story of insect song. Natural History (October). Available at http://www.amnh.org/naturalhistory/features/october99_thornbugs.html.

8.      DeVries, P.J. 1992. Singing caterpillars, ants and symbiosis. Scientific American 267(October):76-82. See http://www.science-frontiers.com/sf085/sf085b06.htm.

9.      Hِlldobler, B., and E.O. Wilson. 1990. The Ants. Cambridge, Mass.:Harvard University Press.

10.  Milius, S. 1998. Old MacDonald was an ant. Science News 154(Nov. 21):334.

  1. Raloff, J. 1994. When this fly arrives, ants' heads will roll. Science News 146(Nov. 26):358

۱۳۸٩/۱٢/٢٤  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

خلقتی دیگر, تذکری تازه

به نام خالق هر چیز

 

و در آفرینش خودتان و آنچه که از انواع جنبندگان پراکنده می گرداند ، برای مردمی که یقین دارند....

و در آفرینش خودتان و آنچه که از انواع جنبندگان پراکنده می گرداند ، برای مردمی که یقین دارند نشانه هایی است . سوره جاثیه آیه4

این عکس متعلق به حشره ای عجیب است که در مناطق جنگلی زندگی می کند .همانگونه که در عکس مشاهده می کنید این حشره شبیه برگ درخت بوده و این آناتومی او را از گزند دشمنانش مخفی می دارد ؛ بطوریکه می تواند به راحتی در بین برگ درختان استتار نموده و از دید آنها دور بماند .

 

به راستی مادی گرایان ومنکران خداچه توضیح علمی و قانع کننده ای برای خلق این حشره دارند ؟!

آیا طبیعتی که فاقد درک و شعوراست می تواند چنین دقت و ظرافتی رادر آفرینش این حشره از خود بروزدهد؟!

چه کسی غیر از خداوند این سیستم دفاعی حیرت انگیز را در این موجود کوچک قرارداده است ؟!

آیا خداوندی که حتی ازحفظ جان یک مخلوق کوچک خود غفلت نکرده است ، می تواند نسبت به سرنوشت و زندگی اشرف مخلوقات خود یعنی انسان غافل باشد ؟!

قطعا چنین نیست که او خدایی دانا و حکیم است .

و خداوند هر جنبنده ای را ابتدا از آب آفرید ؛ پس گروهی از آنان بر روی شکم راه می روند و گروهی بر روی دوپا و بعضی از این جنبندگان بر روی چهار پا راه می روند ؛ خداوند هرچه بخواهد خلق می کند ؛ همانا خداوند بر هر کاری تواناست . سوره نور آیه45

 ---------------------

عبد الدائم الکحیل

www.kaheel7.com/fa

 

۱۳۸٩/۱٢/٢۳  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

روز ازدواجمون(عید غدیر 89)

سلام دوستانهورا

بالأخره همای سعادت روی سر آقا مجتبی نشست و من همسرش شدم. مژه(بعد از ٢ ماه از آشناییمون). در روز مبارک غدیر خم.

مادر بزرگم (مادر مادرم که خدا رحمتش کنه) خیلی علاقه داشت که من پسر بشم و مادرم اسممو مجتبی بذاره.لبخند اما من دختر شدم و وسط آقا مصطفی و آقا مرتضی گیر کردم و شدم مریم خانومزبان

فکر کنم مادر بزرگم اون دنیا طاقت نیاورده و از خدا یه آقا مجتبی خواسته تا چیدمان اسمی ما به هم نریزه و آقا مجتبی شد داماد مادرمنیشخند

بر خلاف خیلی ها که جدیداً توی محضر عقد میکنن من علاقه داشتم توی خونه عقد کنم تا فامیل های نزدیک از لحظه استجابت دعا در هنگام عقد محروم نشن و برای خوشبختی ما هم دعا کنن و صفا و صمیمیت و نورانیتی که در مراسم عقد جریان داره در مراسم عروسی نیست با اینکه همه ی فک و فامیل و دوست و آشنا یک جا جمعند.

همیشه وقتی میشنیدم یکی توی فامیلمون توی محضر ازدواج کرده ناراحت میشدم. چون لحظه ی جاری شدن صیغه عقدو خیلی دوست دارم و دعا کردن در اون لحظه خیلی شیرینه.

بگذریم. میخوام چند تا عکس از مراسممون اینجا بذارم. اون آقا پسر گلی که توی عکس میبینید برادرزاده ی ناز من علی آقاست که قبلاً تولدشو خبر داده بودم. الان یک سال و ۴ ماهشهبغل

آقای عاقد هم در حال دعا کردن برای ماست و بقیه هم در حال آمین گفتن هستن. بقیه ی مهمون ها هم در اتاق جمع شدن که توی عکس نیافتادن در عکس بعدی هم آقا داماد ذوق زده رو می بینید که داره بال در میارهزباننیشخند

إن شاءالله همه ی جوون های پاک ایران سر و سامون بگیرن و خوشبخت بشن  

 

 

 

۱۳۸٩/٩/٦  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

دست نوشته ی رتبه اول کنکور ساعتی پیش از شهادت

شهید احمدرضا احدی
 
 



چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟؟

 چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟

چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش ،یعنی گریز به هر جا ،به هر جا که اینجا نباشد ،


یعنی اضطراب که کودکم کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟دخترم چه شد ؟


به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟

کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ،

از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است ؟

آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند

و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست ؟ چه کسی در هویزه جنگیده ؟

کشته شده و د آنجا دفن گردیده ؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:

"نبرد تن و تانک؟!" اصلا چه کسی می داند تانک چیست ؟

چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود ؟


آیا می توانید این مسئله را حل کنید ؟

گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود

و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده وگذر می کند ،

حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟ کدام گریبان پاره می شود ؟

کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد؟

وکدام کدام...؟ توانستید؟؟


اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:

هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ،

ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،مورد اصابت موشک قرار می دهد،

اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد ؟

چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید ؟

چگونه باید آنها را غسل داد ؟چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟

چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم وفقط درس بخوانیم .

چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم ؟


کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی ؟

کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟

از خیال ، از کتاب ، از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد ؟

کدام اضطراب جانت را می خورد ؟ دیر رسیدن به اتوبوس ، دیر رسیدن سر کلاس ، نمره گرفتن؟

دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک ، به ماشین ، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا ؟

"صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن"


آی پسرک دانشجو ، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است ؟

جوانی به خاک افتاده است؟


آی دخترک دانشجو ، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد به اشک نشانده اند ؟

و آنان را زنده به گور کردند ؟هیچ می دانستی؟ حتما نه!...

هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می ورد ، به دنبال آب گشته ای

تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطه ای نم یافتی


با امید های فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!


اما تو اگر قاسم نیستی ، اگرعلی اکبر نیستی ، اگر جعفر و عبدالله نیستی ، لااقل حرمله مباش !


که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.

من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد ....

۱۳۸٩/۸/۸  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

تفسیری جدید از مثال عنکبوت در قرآن

                          

 

خانه عنکبوت در نظر مفسران تعارض دیدگاه مفسران با علوم جدید

نتایج پژوهش های لغوی و قرآنی نتایج پژوهش های علمی در مورد عنکبوت

اشکال و پاسخ

رابطة العالم الاسلامی، مرکزی است که در شهر مکه واقع شده و امور تبلیغی دینی را انجام می دهد. حوزه فعالیت این مرکز داخل و خارج عربستان سعودی است. یکی از بخش های این مرکز بخش "اعجاز علمی" است که مجله ای فصلی به نام "الاعجاز العلمی" دارد. مقاله مذکور حاوی نکات تازه ای درباره آیات 41-43 سوره عنکبوت است. وی مثال عنکبوت را مورد بررسی تفسیری و علمی قرار داده و تفسیر تازه ای از آن را ارائه می کند.

مترجم این مقاله دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، عضو هیئت علمی مرکز جهانی علوم اسلامی و پژوشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و نیز رئیس هیئت مدیره انجمن علمی قرآن پژوهی و مدرس حوزه و دانشگاه است. از آقای دکتر رضایی اصفهانی تاکنون هشت جلد کتاب و بیش از بیست مقاله تخصصی در حوزه علوم قرآن و حدیث منتشر شده است؛ یکی از کتاب های ایشان پژوهشی در اعجاز علمی قرآن بوده که برنده چهار جایزه کشوری است. مترجم، علاوه بر ترجمه دقیق روان، در بخش پایانی به نقد و بررسی آرا نویسنده پرداخته است.

خانه عنکبوت در نظر مفسران

در مورد آیه 41 سوره عنکبوت "ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت" تامل و توقف کردم و سپس به کتاب های تفسیر مراجعه نمودم. (مثل تفسیر جامع البیان عن تاویل آیات القرآن، طبری/ مختصر تفسیر قرطبی، قرطبی/ تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر/ تفسیر البحرالمحیط، ابی حیان آندلسی/ فتح الغدی، شوکانی/ تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان، سعدی/ صفوة التفاسیر، صابونی/ تفسیر ابی السعود، عمادی/ فتح البیان فی مقاصد القرآن، فتوجی بخاری/ زادالمسیر فی علم التفسیر، جوزی/ الضوء المنیر علی التفسیر، صلاحی/ تنویر الاذهان عن تفسیر روح البیان، بروسوی/ تفسیر القرآن العظیم، قرشی دمشی). همه این تفاسیر بر این موضوع اتفاق داشتند که مقصود از " بیت العنکبوت" در این آیه، همان بیت مادی یعنی "خانه" است که عنکبوت به عنوان محل سکونت خود انتخاب می کند. در تفسیرها این خانه را چنین تفسیر کرده اند:

- چیزی از آن دفاع نمی کند. (تفسیر طبری)

- ضعیف ترین خانه است که سرما و گرما را نگاه نمی دارد. (قرطبی)

- خانه ای ضعیف. (ابن حیان آندلسی)

- هیچ خانه ای از آن ضعیف تر نیست. (شوکانی)

- از ضعیف ترین خانه هاست. (سعدی)

- ضعیف ترین خانه هاست به خاطر پستی و  کوچکی آن. (صابونی)

- هیچ چیزی در سستی نزدیک و مشابه آن ندیدیم. (عمادی)

- هیچ خانه ای ضعیف تر و سست تر از این نیست. (قنوجی بخاری)

- سست ترین خانه ها و ضعیف ترین آنهاست. (اصلاحی)

- هیچ خانه ای سست تر از آن در میان خانه های حشرات نیست. (بروسوی)

- ضعیف و سست است. (ابن کثیر قریشی دمشقی)

 

تعارض دیدگاه مفسران با علوم جدید

علوم جدید ثابت کرده اند که تارها - بافته های-  عنکبوت از قویترین بافته های طبیعی است و سختی آن از سختی آهن محکم، محکم تر است. تا آنجا که به نام "آهن حیوانی" خوانده می شود. خانه عنکبوت از قویترین خانه هاست که از ناحیه استحکام بافت آن مشهور است؛ از این رو می تواند در برابر بادهای شدید مقاومت کند و در تارهای خود شکارهای عنکبوت را نگهداری نماید به طوری که نمی توانند از آن جدا شوند. از آنجا که ایمان کامل دارم که ممکن نیست حقایق علمی با آیات قرآن معارض باشند و اگر تعارض داشتند شکی نیست که آنچه قرآن ثابت کرده [و به طور قطعی و نص فرموده] حق است و علوم بشری از حقیقت فاصله گرفته است.

با مراجعه به قرآن کریم و کتاب های تفسیر و کتاب های لغت عربی و نیز حقایق علمی که در مورد عنکبوت و خانه آن و روش زندگی و روابط اجتماعی آن بود، در پی یافتن پاسخی بر این سوال بودم که آیا مقصود آیات غیر از چیزی است که کتاب های تفسیر به آن توجه کرده اند؟ به این منظور، موارد و آیاتی که واژه "اولیاء" در آن به کار رفته بود را جمع آوری کردم تا ببینم چه کسانی ولایت دارند و آیا در آیه ای بیان شده که بت های ساختگی و بت های پلید را اولیاء خود انتخاب کرده اند؟ سپس معنای واژه "اولیاء و ولایت" را در کتاب های لغت عربی جستجو کردم؛ بعد در مورد واژه "بیت" در کتب لغت عربی جستجو کردم تا ببینم آیا عرب این کلمه را به معنای دیگری غیر از معنای رایج (مسکن) استعمال کرده تا آن معنا، مقصود واژه "بیت" در این مثال باشد که خدای سبحان در سوره عنکبوت استفاده نموده است؟ سپس در حقایق علمی در مورد بافته ها و خانه عنکبوت پژوهش کردم تا ببینم که قوت این بافته و این خانه چه اندازه است؛ آیا واقعاً آن خانه - همانطور که در کتاب های تفسیر نوشته اند-  ضعیف ترین خانه هاست؟

سپس در مورد روابط اجتماعی عنکبوت ها پژوهش کردم تا ببینم که نوع روابط بین عنکبوت های مذکر و مونث و بچه های آنها چگونه است؛ آنها خانواده واحدی هستند و عرب کلمه "بیت" را بر همسر و فرزندان عنکبوت نیز اطلاق می کند؟ سپس، نتایج مطالب قبل را با همدیگر ارتباط دادم تا ببینم، با توجه به یافته های من، در اینجا احتمال تفسیر دیگری برای آیه وجود دارد؟


ادامه مطلب

۱۳۸٩/٧/۱٥  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

مردی که قرآن مجبورش کرد ایمان بیاورد!!

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..

بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد... و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام و به این قرآن ایمان آوردم.

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).

 

۱۳۸٩/٧/۱  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

بزرگی و شأن حقیقی

TRUE GREATNESS

A man is as great as the dreams he dreams;

As great as the love he bears;

As great as the values he redeems;

And the happiness he shares.

 

A man is as great as the thoughts he thinks;

As the worth he has attained;

As the fountains at which his spirit drinks;

And the insight he has gained.

 

A man is as great as the truth he speaks;

As great as the help he gives;

As great as the destiny he seeks;

As great as the life he lives.

 C.E.Flynn

بزرگی و شأن انسان ،

در بزرگی و شأن رویاهایش ،

در عظمت عشقش ،

در والایی ارزش هایش ،

و در شادی و سرور تقسیم شده اش نهفته است.

 

بزرگی و شأن انسان ،

در بزرگی و شأن افکارش

در ارزش تجسم یافته اش

در چشمه هایی که روحش از آنها سیراب می گردد،

و در بینشی که بدان دست یافته نهفته است.

 

بزرگی و شأن انسان ،

در بزرگی و شأن حقیقتی که بر لبان جاری می سازد ،

در یاری و مساعدتی که بذل می کند،

در مقصدی که می جوید،

و در چگونه زیستن او نهفته است.

                                    سی. ای. فلین

۱۳۸٩/٦/٢٧  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

حکایت دل من

حکایتی از ذوالنون مصری

نقل است که جوانی بود و پیوسته بر صوفیان انکار کردی.
یک روز شیخ انگشتری خود به وی داد و گفت: "پیش فلان نانوا رو و به یک دینار گرو کن".
انگشتری از شیخ بستد و ببرد. به گرو نستدند. باز خدمت شیخ آمد و گفت: "به یک درم بیش نمی گیرند".
شیخ گفت: "پیش فلان جوهری بر تا قیمت کند." ببرد. دو هزار دینار قیمت کردند. باز آورد و با شیخ گفت. شیخ گفت: "علم تو با حال صوفیان، چون علم نانواست بدین انگشتری". جوان توبه کرد و از سر آن انکار برخاست.

                                     به نقل ازتذکرة الاولیاء عطار نیشابوری

خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند
سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند

عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر، بی نقاب قبولم نمی کند

ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت
عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند

این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند

بیتاب از تو گفتنم آوخ که قرنهاست
آن لحظه های ناب قبولم نمی کند

گفتم که با خیال دلی خوش کنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمی کند

بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمی کند

محمد علی بهمنی

 

۱۳۸٩/٦/٢٧  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

دلنوشته

در کوره راهی سرد و خاموش ، بی فانوس نگاهی چشم هایم به دنبال تو میگردد.

 در این سیاهی وهم و تردید، اشک تنها مرهم دل بی قرار است و سوز نگاهم تنها شعله ای که در عین خاموشی روح سردو خموده ام را شعله ور میکند.

نگارا! تو را با ذره ذره وجودم در لحظه های خاموش زندگی حس کرده ام. و صدایت را در سکوت دلنشین شبها شنیده ام.

 آنقدر در حق تو کوتاهی کرده ام که هیچ گاه انتظار ندارم چشم به رویم باز کنی و آنقدر از مرتبه عشق تو دورم که حتی از ابراز دوستی به تو خجلت زده میشوم. گاه دستگیری ات را احساس میکنم و شرمگین میشوم که مرا لایق پشتیبانی خویش کرده ای و گاه حسرت میخورم که ای کاش بیشتر برای قرب تو کوشیده بودم.

خجلت روز قیامت را به یادم می آوری و من خجلت دیروزم را هر روز به پیشگاهت میفرستم. در حسرت بندگی تو می سوزم و در گیر و دار دنیا اسیرم. عمری گشتم تا راه بندگی تو را بیابم و جز بیراهه راهی طی نکردم.

دنیا افساری به گردنم آویخته تا تو را فراموش کنم و تو افساری به گردنم آویختی تا به قهقرا فرو نروم. گاهی تو میکشی و گاهی دنیا. گاه از این سو میروم و گاه از آنسو.

 تو بکش افسار مرا! رهایم کن. جز تو نمیخواهم آرزویی داشته باشم.

۱۳۸٩/٦/٢۱  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

قرآن را به آتش کشیدند!!!!

آمریکایی‌ها قرآن‌ها را به آتش کشیدند

خبرگزاری فارس: با وجود محکومیت‌های ظاهری قرآن‌سوزی در آمریکا توسط مقامات عالیرتبه این کشور و دیگر کشورهای غربی و عقب‌نشینی نمایشی کشیش افراطی، آمریکایی‌ها روز گذشته بدون هر گونه برخورد پلیس آمریکا و در کمال آرامش چندین قرآن را به آتش کشیدند.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "زی‌نیوز "، آمریکا روز گذشته مراسمی را در سالروز حملات یازده سپتامبر برای گرامیداشت یاد قربانیان این حادثه برگزار کرد و با وجود اینکه کشیش افراطی آمریکایی برنامه مراسم "قرآن‌سوزی " را لغو کرد، اما در دست‌کم 3 مکان مختلف در سطح آمریکا قرآن، کتاب مقدس مسلمانان مورد اهانت قرار گرفت.
بنا بر این گزارش، صدها نفر موافق و همچنین مخالف ساخت مرکز اسلامی نیویورک در نزدیکی محل حادثه یازده سپتامبر حتی ساعت‌ها پس از پایان مراسم این روز در نیویورک، واشنگتن و پنسیلوانیا تجمع کرده بودند. اگرچه این تجمع‌ها بدون درگیری و خشونت صورت گرفت اما دست‌کم در 3 مکان مختلف در منهتن، به قرآن اهانت شد. در شهر "تنسی " دو کشیش پروتستان که با هیچ کلیسای مهمی در آمریکا در ارتباط نبودند، دو نسخه از قرآن را به آتش کشیدند.
علاوه براین، یک نفر نیز که در محل ساخت مرکز اسلامی در میان تجمع‌کنندگان بود، صفحات یک نسخه از قرآن را پاره کرد و برگ‌های آن را به آتش کشید.
همچنین مرد دیگری نیز صفحات قرآنی را پاره می‌کرد و با آن‌ها حرکات توهین آمیز انجام می‌داد.
این گزارش افزود: "تری جونز " کشیش افراطی آمریکایی با اعلام فراخوان برگزاری مراسم "قرآن‌سوزی " در کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا به مسلمانان سراسر جهان اهانت کرد. اما وی در نهایت اعلام کرد که هیچ قرآنی را نخواهد سوزاند.
بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی در جهان بر این باورند که مطرح شدن موضوع برگزاری مراسم "قرآن‌سوزی " در یک کلیسای کوچک مسیحی در ایالت فلوریدا طرحی بوده که دولت آمریکا پشت آن است. طرحی که واشنگتن برای پیشبرد پروژه اسلام‌ستیزی و ترویج اسلام‌هراسی، چندی پیش نیز با عنوان کردن موضوع ساخت مرکز اسلامی در نیویورک، به راه انداخته بود.
مقامات آمریکا و غرب همواره تلاش کرده‌اند تا برای رسیدن به مقاصد خود در گوشه ای از دنیا مسئله‌ای را مطرح کنند و با استفاده از رسانه‌های جمعی آن را بزرگ جلوه دهند تا افکار عمومی را با خود همراه کنند و به دنبال آن قوانینی را تصویب کنند و به گوشه کنار دنیا لشکرکشی کنند و یا با حمایت از گروه های مختلف موجبات دستیابی به خواسته‌های خود را فراهم کنند.
اظهارات اخیر مقامات عالیرتبه آمریکا و دیگر کشورهای غربی و همچنین نمایندگان سازمان‌های غربی درباره آتش زدن صدها قرآن توسط یک کلیسای کوچک مسیحی در ایالت فلوریدا که در رسانه‌های جهان منعکس شد، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا ضمن ایجاد جوی روانی علیه دین اسلام، افراد تندرو در جهان را به انجام این کار که به ظاهر وی آن را منع کرده بود، ترغیب کند.
طبیعی است که چنین اظهارنظرهایی خود به طور غیرمستقیم می‌تواند افراد دیگری را که از ماجرا آگاه نبودند، دعوت به اهانت به مقدسات اسلامی و مسلمانان کند.

 

"إن الذین کفروا بآیاتنا سوف نصلیهم ناراً..."
((همانا کسانی را که به آیات ما کافر شدند در آتشی سوزان در می افکنیم.هر بار که پوستشان بسوزد پوستی جدید جایگزینش میکنیم تا پیوسته عذاب را بچشند . بدرستیکه خداوندمقتدر و حکیم است.)){56 نساء}
 این وعده خداست. همون طور که ورق های قرآنو سوزوندند. اون دنیا بارها و بارها در آتش میسوزند تا ابد.

۱۳۸٩/٦/٢۱  توسط مریم  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



افتخار این را دارم که از حافظان قرآن کریم در میهن اسلامی مان باشم. به هواداری او ذره صفت رقص کنان تا لب چشمه ی خورشیددرخشان بروم نعم الشفیع القرآن یوم القیامه چه خوب شفاعت کننده ایست قرآن در روز قیامت. رسول رحمت (ص) اگرچه حافظ شهرم جوی نمی ارزم مگر تو از کرم خویش یار من باشی
maryam_la_1364@yahoo.com

 

علم(۱)
ثروت(۱)
خرمشهر(۱)
آواز عاشقانه(۱)
حسد(۱)
خودبینی(۱)
شکر(۱)
فاطمه زهرا(س)(۱)
خوارج(۱)
قیصر امین پور(۱)
باطن انسانها(۱)
شیعیان حقیقی(۱)
قرآن خوان بی تقوا(۱)
درد و غم(۱)
غم پاس کردن درس طنز(۱)
اگر ماه بودم شعر(۱)
تنهایی شعر(۱)
تاثیر انواع گناهان بر زندگی(۱)
شعری از مرحوم آقاسی(محمد(ص))(۱)
عنایت حسینى و انتقام از قاتل(۱)
امید وآرزو(۱)
نا امیدی از رحمت خدا(۱)
تخم مرغ های رنگی سلمان فارسی(۱)
اولین دلنوشته من در سال جدید(۱)
22 فروردین سالگرد شهید پلارک(شهید عطری)(۱)
اعجاز قرآن آری یا نه؟؟؟؟؟(۱)
بعد از نماز زیادی علم وحافظه سفر حاجت(۱)
عکس العمل شیطان هنگام نزول آیه الکرسی آیت الکرسی(۱)
آیت الکرسی برای حفظ چشم(۱)
امان نامه الهی پاداش کسی که آیت الکرسی را زیاد می(۱)
آخرین پرواز ققنوس(۱)
معلم عزیزم خانم مجیدی(۱)
قرآن- ارزش و جایگاه حفظ قرآن(۱)
4ـ بالندگی قدرت حافظه(۱)
ارزشمندترین ثروت معنوی(۱)
بالاترین درجه(۱)
شهادت جانگداز یگانه بانوی دو عالم(۱)
مقدمه وصیتنامه امام خمینی (ره)(۱)
ارتحال ملکوتی امام خمینی(۱)
اسیر فراق (شعرخودم)(۱)

 

سخن گفتن مورچگان
خلقتی دیگر, تذکری تازه
روز ازدواجمون(عید غدیر 89)
دست نوشته ی رتبه اول کنکور ساعتی پیش از شهادت
تفسیری جدید از مثال عنکبوت در قرآن
مردی که قرآن مجبورش کرد ایمان بیاورد!!
بزرگی و شأن حقیقی
حکایت دل من
دلنوشته
قرآن را به آتش کشیدند!!!!

 

اسفند ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
تیر ۸٩
بهمن ۸۸
آبان ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
اسفند ۸٤
شهریور ۸٤
اردیبهشت ۸٤

 

مریم

 

پاتوق
ارشاد
منتظران
نگاهی نو
مقدسات
فرقه ناجیه.
سایه غریبه
شهید گمنام
اشک حسرت
شکایت هجران
به نام بازسازی.
یک تازه مسلمان
محفل فاطمیون اراک.
بوشهر سرزمین آفتاب و دریا
یا یوسف زهرا نظری هم به ما بنما.
"لالای فرشته(مبتکر طرح های قرآنی_سید محمد حسین موسوی ریشهری)"
وبلاگ مهدی حسنی حافظ بین المللی
وبلاگ تخصصی قرآنی اشراق
ز گهواره تا گور دانش بجوی.
سیاه چشم ماه سیما
نمی از یم علی
شهید قلب تاریخ
دین و زندگی 2
دین و زندگی
پیدای پنهان
عطر انتظار
باغ باران
پرچین راز
گوناگون
منتظر
ذاتما.
دانلود فیلم

 

RSS 2.0